همشهری جوان یه جورایی خیلی از دستت عصبانیم،می دونی چرا؟
چون منو از درس خوندن انداختی
داری بیچارم میکنی
اول میخرمت
هی ورق میزنم
عکساتو نگاه میکنم
می بینم کدوم مطلبت جذاب تره
می ذارم کنار که بعدا مفصل بخونمش
همه ی این جذابها و مفصل ها جمع میشن
هی جمع میشن
هی جمع میشن
هی جمع میشن
تا میشن یه عالمه مطلب جذاب
بعد میرسیم به امتحانات پایان ترم
حالا منم و یه عالمه مطلب جذاب
اگه گفتی چی میشه؟
من با خودم قرار می ذارم که وقتی همه ی مطالب جذابو خوندم شروع کنم به درس خوندن.
موفق هم میشم همه مطالبتو بخونم،کامل ودقیق
حالا شب شده و من فردا صبح امتحان دارم
تا صبح بیدار می مونم و درس می خونم
ولی سر جلسه ی امتحان چرت میزنم و هیچی یادم نمیاد
هر نوبت یا هر ترم اوضاع همینه
هی به خودم قول میدم که وقتی گرفتمت داغ داغ بخونمت تا تلنبار نشی
دو سه هفته سر قولم هستم ولی...
امتحانات پایان ترم میرسه
وای فردا شنبس
روز از نو ...
اعتیاد از این بد تر هم هست؟
اگه هست بگین.
|
+| نوشته شده توسط
فرهاد در جمعه 16 بهمن1388
|